مرداد ۵م, ۱۳۸۹ | By Erfan

In ham doostam Daniel ke goftam.
نوشته شده توسط عرفان
سلام بچههای صبور بلاگ. گاهی وقتا غیبت اجباریه. یه سری از بچهها که همیشه حواسشون به حال و احواله من هست، از اینور اون ور به هر دری زدن این چند روزه که سراغی از من بگیرن و واقعاً ممنونم، میدونم بارها اینو گفتم، ولی خوب قدردانی از هوادارام چیزی نیست که برام قدیمی و تکراری بشه، ۱۰۰ سال دیگه هم میگم. اینجاشو یکم بلند پروازی کردم، فکر نمیکنم اونقدر طولانی عمر کنم، فوقش ۱۰ سال دیگه. والا. و اما اینکه چرا نیستم و چرا ناراحتم و اینا… باید بگم که چیزی که فکر میکنین نیست، من ناراحت و اینا نمیشام اصولاً، ولی به خاطره یه سری مسائل میرم توی دنیایه خودم و برایه یه مدته طولانی بیرون نمیاد. شاید سیستم دفاعیمه. خلاصه که هر چی هست، همش از نیومدنه البومه، چون نه میتونم باهاتون کاملا در میان بذارم و نه میشه بیاد بیرون. ولی یه مثال ساده، من چند وقت پیش بود آلبوم رو دادم به چاپ؟؟ قرار بود یه هفته بعد به دستم برسه، نه؟ الان هنوز نرسیده، مسئوولش هم گذشته رفته فلان کشور برایه فلان کار، پس باید منتظر باشم. این یکیش. دیدم امانوئل باز شیرین کاری کرده که البته حقش همینه که یه آهنگ دیگه بیاد اگه آلبوم نیاد. حالا ببینیم اول که شدیم چه آهنگی بدیم. فکر کنم یهدونه از اهنگایه ۶-۸ آلبوم رو بدیم بیرون که تابستونی حسابی همتون باهاش بزنین و بکوبین. هه هه، یه لحظه همه کف کردینا، فکا آویزون، چشا از حدقه بیرون. شوخی کردم، فکر کنین تو آلبوم آهنگ قری باشه. ولی از نظر حس و حال، همه جور آهنگی تو آلبوم هست. ببینیم چی رو بدیم بیرون. دیگه بگم، دیشب با چند تا از دوستایه قدیمیم قرار گذاشتم که هر ۲ روز تولدشون با من یکیه، و عجیب اخلاقامون و کارامون هم شبیه هم هست. حتی هر ۳ تویه کار موسیقی هستیم و هر ۳ سلیقههای موسیقیمون یکی هست. یکی از بچهها کره یی هست به نام دانیال و اون یکی هم سیاهپوست به نام آندره. جالب اینجاست که قدیما که رپ میکردم ولی هنوز چیزی ضبط نکرده بودم، دانیال با اینکه فارسی نمیفهمید همیشه میگفت باید این کارا رو ضبط کنی چون حتما موفق میشی، و اون بود که اولین بار راهنمایم کرد و منو برد پیش یکی از دوستاش که یک استودیو درب و داغون داشت تویه پارکینگ یه ساختمون تقریبا متروکه. اونجا بود که چی رو ضبط کردم؟ شستشو، که میشه گفت اولین آهنگم بود. قبل از اون که داشتم تو میکروفون لپ تاپم میخوندم. این هم از امکانات ما، که همه فکر میکنن من با چی شروع کردم، هر کسی میتونه پله پله خودشو بکشونه بالا، که من هنوز خودمو اول راه حساب میکنم و پیش روم خیلی پله مونده. خلاصه کلا همیشه هوامو داشته و هواشو داشتم، چند نفر از بچههای که باهاشون کار میکرد الان حسابی معروف شدن و تویه آمریکا اهنگاشون تو رادیو هست و تو ژاپن با لیدی گاگا اجرا داشتن و تو لندن با نرد ، البته اونا انگلیسی میخونن. خلاصه که دیشب کلی سر صحبت باز شد و کلی برنامهٔ جدید ریختیم که ببینیم چه کارای میتونیم بکنیم. من دوستایه نزدیکمو خیلی دوست دارم. آدم زیاد دور و برام هست، ولی تعداد انگشت شماری رو بهشون میگم دوست و براشون ارزش خاصی قائلم. گر چه این روزا واقعا گاهی میبینم یک هفته گذشته و هیچ کس رو ندیدم، تو دنیایه خودمم با موزیک و برنامه و غم و شادی. روزی ۸ دفعه بالا پائین میرم، خوبه زن و بچه ندارم، دیوانه میشدن. هه هه. امروز و تو حس نوشتنم براتون، ولی یهو دیدم خیلی نوشتم، نمیخوام زیادی بنویسم که خسته بشین. چند تا سؤال بپرسین تویه نظرات، یکیشو انتخاب کنم راجبش صحبت کنم، ولی اگر سواله و سوژه شما رو انتخاب نکردم، گیر ندین دوباره ها. وگرنه با مستر سی دی آلبوم از رو صخره میپرم تو اقیانوس که هم خیاله شما رو راحت کنم، و هم خودمو.