Rss Feed
Tweeter button
Facebook button
Technorati button
Myspace button
Linkedin button
Webonews button
Digg button
Stumbleupon button
Newsvine button
Youtube button

جاتون خالی‌،

فروردین ۷م, ۱۳۸۹ | By Erfan

erfan khashayar tara


نوشته شده توسط عرفان

سلام بچه ها، الان با خشی و سام و تارا تو هتلیم  و دور هم کلی‌ خندیدیم. ساعت حدود ۲:۲۹ صبح هست و دیگه کم کم کارایه فردا رو یکم بی‌خیال شدیم و داریم از این لحظه لذت میبریم، چون حس می‌کنم که بار دیگه داریم یه کاری می‌کنیم که یکم صحنهٔ موزیک مورد و تکراری این چند ساله رو عوض کنیم. کارایی که تو این چند ساله شده و میشه شاید الان قدرش رو ندونن همه، ولی‌ مطمئنم که تا چند ساله آینده روشن بشه که کی‌ از ته دلش این صحنه رو دوست داره و رشد داده و واسیش مایه گذاشته. به قولی‌ از آهنگ صحنه، “یه آوازه خون، که تا داره جون، میخونه آواز خون، تا واشه اون، گوشه پیر و جوون ، به همه آثار اون، عشق مردمشه تنها پاداش اون”. چند تا ویدئو داشتم درست می‌کردم که براتون بذارم بالا، ولی‌ متاسفانه یکم اینترنت اینجا سرعتش پایینه و نمیشه آپلود کرد، فردا صبح از سر صحنه سعی‌ می‌کنم براتون پست بزنم. خشایار هم همراه من هست و داره یک مستند برایه بلاگش درست میکنه که چیز جالبی‌ میشه. فعلا ۳-۴ روز اینجا هستم و سعی‌ می‌کنم تا جایی که بتونم خبرایه زنده رو به شما برسونم. یه عکس هم همین الان سام از من و خشی و تارا گرفت، براتون میذارم بالا. فعلا . در ضمن خشی در پارکینگ هتلو ترکوند. هه هه.

  • Facebook
  • Balatarin
  • Twitter
  • MySpace
  • Google Gmail
  • Orkut
  • Yahoo Messenger
  • Share/Bookmark

روشنایی میون این همه تاریکی

فروردین ۵م, ۱۳۸۹ | By Erfan



YouTube Preview Image

نوشته شده توسط عرفان

سلام بچه ها. عیدتون چطور بوده؟ همه یه توضیح کوچیک بدین اگه اتفاق جالبی‌ افتاده که بدونیم بچه‌های مختلف بلاگ تو چه حس‌هایی‌ بودن این چند روز. یاد روز اول بعد از تعطیلات عید افتادم که معلم میگفت همه تعریف کنن تعطیلات چیکار کردن. هه هه.من رو که میدونین کجا بودم و چیکار می‌کردم. اتفاقا شب آخر اردشیر از ardeshirtv هم یه سر اومد پیشمون و کلی‌ خندیدیم و مهمتر از اون فهمیدیم که مثل اینکه یجورای با اردشیر فامیل هم میشیم. هنر نزد اصفانیا هست و بس. البته چون یه رگم تهرنیه، تهران هم خوبه. حالا ۳۳۰ تا کامنت میاد از افرادی که شوخی‌ موخی حالیشون نیست. به والله من همه رو یکی‌ میدونم بدم میاد همه مردمه بومی ایران میخوان خدیشون رو از ایران مستقل کنن و جدا بشن. خوبه که آدم محل تولدش افتخار کنه، ولی‌ نه اینکه تعصّب الکی‌ داشته باشی‌. حالا رو حساب فامیلی قراره که اردشیر رو هم بیاریم تو پایدار. هه هه. فردا شب باز برای ۴ روز برمیگردم به شهری که قراره فیلمبرداری کنیم. این دفعه قراره که خشی و افرا و سام و یکی‌ دو نفر دیگه هم بیان که چند روز فیلمبرداری رو دور هم باشیم. این از این.  آلبوم هم فکر کنم بهتره که نه شما بپرسین کی‌ میاد، و نه من بگم به زودی میاد. صبر کنیم تا من بگم فلان تاریخ داره میاد. هی‌ اون جواب تکراری رو بدم که نمیدونم و به زودی میاد؟ ایشللاه یه روز همتون آلبوم میدین میفهمین جریان چیه. بگذریم، می‌خوام یه ویدئو کوتاه از خودم و برادر زادم بذارم که ببینین این روشنایی میون این همه تاریکی من کیه. فعلا فقط این قاتل گلابی، موزیک و شماها هستین که خوشحالم می‌کنین تو زندگی‌. اینو میبینم که واقعا ما هم یه روزی یه گلابی میدادن دستمون ۴۵ دقیقه سرمون گرم میشد، حالا چقدر فکرای مختلف رو سرمون می‌چرخه تو شبانه روز.‌ای بابا.

http://www.4shared.com/file/249353825/fb4f563a/DSCN0138.html

  • Facebook
  • Balatarin
  • Twitter
  • MySpace
  • Google Gmail
  • Orkut
  • Yahoo Messenger
  • Share/Bookmark

دو ساعت و نیم روندیم، امشب اینجایم،

فروردین ۳م, ۱۳۸۹ | By Erfan

نوشته شده توسط عرفان

سلام بچه ها، امروز صبح پا شدم و یه سری کارامو انجام دادم  و راه افتادم بیاییم پیش تارا که یه سری فیلمبرداری تمرینی و گریم رو انجام بدیم. کلی‌ روندم و انقد هی‌ جو جاده عوض میشد حس کردم ۳ ، ۴ تا کشور عوض کردم. خلاصه رسیدیم و روز خوبی‌ بود، کلی‌ تمرین کردیم و همه چیز رو آشنا شدیم. این پر کار‌ترین کلیپی که تا حالا گرفتیم بوده. تا حالا چند روز کار کردیم، امروز و فردا هم تمرین، و آخر هفته هم فیلمبرداری اصلی‌ که ۴ روز طول میکشه. خلاصه که می‌خوام تو بازیگری کله امین حیایی رو بزنم، هه هه، اینو گفتم چونکه بازیگر مورد علاقمه. یه سری بچه‌ها گفتین که چرا از آلبوم خبره درست نمیدم، نمیدونم چی‌ بگم والا، گفتم که امادس، فقط منتظرم که تاریخ دقیق رو تعیین کنیم. فعلا هم همین، دوربین همرامه، فردا یه سری فیلم میگیرم، ولی‌ قبلش باید فیلم لندن و لوس آنجلس رو بذارم. فردا بر می‌گردم و شروع می‌کنم. فعلا.

  • Facebook
  • Balatarin
  • Twitter
  • MySpace
  • Google Gmail
  • Orkut
  • Yahoo Messenger
  • Share/Bookmark

“NY-Z” – An ABSOLUT Collaboration with Jay-Z

فروردین ۲م, ۱۳۸۹ | By Emmanuel

link

YouTube Preview Image

  • Facebook
  • Balatarin
  • Twitter
  • MySpace
  • Google Gmail
  • Orkut
  • Yahoo Messenger
  • Share/Bookmark

عید هم گذشت

فروردین ۱م, ۱۳۸۹ | By Erfan

نوشته شده توسط عرفان


سلام بچه‌ها ، چند روزی نبودم پیشتون. از لندن که برگشتم، اولین کاری که کردم آهنگ “این خاک” رو دادم بیرون و افتادم پائین برا چند روز. امیدوارم همه مقصود من از آهنگ رو گرفته باشن. خلاصه ی قضیه اینه که می‌خواستم یکم گله کنم، چون هم دلم از خودم پر بود و هم از بقیه. حقیقتش همه چیز رو می‌خواستم بگم، همین، چیزی گردنه کسی‌ ننداختم. حس ضعفی که میفته به دلم وقتی‌ میدونم که نمیتونم به تنهای همه چیز رو عوض کنم….


عید امسال خیلی‌ عجیب بود. ۱۰ دقیقه مونده بود به سال تحویل و من تو اتاقم تنها نشسته بودم روی تخت و پای لپ تاپ وقت کشی می‌کردم. عجب عیدی. ولی‌ خوب به جاش عصر همراه برادر بزرگترم و خانودهٔ خانومش و از همه مهمتر برادر زادم رفتیمدر هم شم خردیم و کلی‌ صحبت کریدم. اون هم که تبدیل شده به ارزشترین آدمه زندگیم، امکان نداره دور و بارش باشم و بتونم حتی برای یک لحظه به یک چیز منفی‌ فکر کنم. فقط وجودش باعث خوشحالی آدم میشه، خیلی‌ جالبه. دیشب هم باز همراه عادل و بن رفتیم بیرون، خوش گذشت کلی‌ و روحیم رو عوض کرد. کلی‌ از بچه‌های دیگه هم اونجا بودن و تا آخر شب چه چیزایی‌ که نشد. صبح پا شدم دیدم دیگه راه نداره و باید پست رو بزنم. لندن هم سفر خوبی‌ شد ولی‌ میذارم یه پست مخصوص خودش میذارم بالا با ویدئو سر فرصت. پریروز تارا معتمدی کارگردان کلیپ تصمیم اومده بود پیشم که راجع جزئیات کلیپ جدیدی که داریم با هم کار می‌کنیم صحبت کنیم. خیلی‌ خوب میشه، امیدوارم که شبکهای تلویزیونی کفّ نکنن و نترسن که بزارن. سیاسی نیست، ولی‌ خوب چیزای دیگه داره.  فردا هم دارم میرم پیش تارا که یه مقدار رو رلها کار کنیم و کمی‌ فیلمبرداری کنیم ولی‌ روز فیلمبرداری اصلی‌ آخر هفتهٔ دیگه هست. آلبوم همیشگی‌ هم که چون به چاپ عید نرسید. الان منتظرم که مسول این کار از دوبی‌ برگرده که تاریخ دقیق روش بذاریم و بتونم برای اولین بار بهتون بگم که میدونم کی‌ میاد.


همه ی اینا به کنار، سال نو رو تبریک میگم. کاری کنیم بهتر از سال پیش باشه. خودمون و همدیگه رو بهتر بشناسیم، ارتباطات رو قوی تر کنیم، به جای اینکه همدیگه رو ترد کنیم به خاطر تفاوت‌های ظاهری، بچسبیم به جلو‌های مشترکمون که خیلی‌ بیشترن. همیشه صحبت از تغییر که میشه حرف از همه چیز می‌زنیم غیر از اینکه خودمون رو عوض کنیم. همه اشکالات رو راست و دروغ گردنه کشورهای مختلف و اشخاص و سران دولتی مختلف میندازیم. که البته خیلیش درسته، ولی‌ باز یه بهونس. یه کشور رو مردمش تشکیل میدان و متاسفانه کشور ما هم تا ما عوض نشیم عوض نمیشه.  رفتارمون نسبت به هم خیلی‌ بد شده و فشارهای روحی مختلف هم مثل هیزم تو آتیش شعله‌های این اخلاق رو چند برابر کردن. اگه خودمون دلمون برای هم نسوزه چطور انتظار داریم که دل اون بابا که داره حقمون رو میخوره که جیباشو پر کنه برامون بسوزه. وقتی‌ سر یه تصادف خیابونی، نوبت سوار شدن به تاکسی‌ و نوبت تو صف خرید به هم رحم نمی‌کنیم، چرا برامون عجیبه که سران مملکتمون از حسابهای بانکی‌ چند میللیاردی و آپارتمان و خونه اینجا و ویلایه اونجا بگذرن و به ما رحم کنن. شخصیت‌هایی‌ مثل “محمد مصدق” اگر خیلی‌ خوش شانس باشی‌ ممکن یک بار توی تاریخ یه کشور ظهور کنن، برای همین اصلا نمیشه آدم افسارشو بده دست یه سری آدم دیگه و انتظار داشته باشه که بردارانه باهاش رفتار کنن. به هر حال حرف اینه که عوض شدن ایران، با عوض شدن ما شروع میشه، وگرنه قصه همینه که هست.

  • Facebook
  • Balatarin
  • Twitter
  • MySpace
  • Google Gmail
  • Orkut
  • Yahoo Messenger
  • Share/Bookmark

سال نو همتون مبارک همیشه پایدار باشید

اسفند ۲۹م, ۱۳۸۸ | By Emmanuel

  • Facebook
  • Balatarin
  • Twitter
  • MySpace
  • Google Gmail
  • Orkut
  • Yahoo Messenger
  • Share/Bookmark
Page 20 of 48« First...1018192021223040...Last »