Rss Feed
Tweeter button
Facebook button
Technorati button
Myspace button
Linkedin button
Webonews button
Digg button
Stumbleupon button
Newsvine button
Youtube button

سلام، بچه ها، تقصیر من شد

مرداد ۲۱م, ۱۳۸۹ | By Erfan

نوشته شده توسط عرفان

سلام بچه ها. تقصیر من شد که این اتفاق افتاد، چون نمیتونم جلو ی زبون خودم رو بگیرم و نباید هم بگیرم، ولی‌ خوب الان جریمه ی سنگینی‌ رو باید پس بدم. به هر حال، داریم دنباله راه حل میگردیم که یجوری دوباره زنده کنیم بلاگ رو. گر چه نگاه کردم و دیدم که هنوز هم خیلی‌ از بچه‌ها ی ایران میان. خارج از ایران که مشکلی‌ پیش نیومده و همه میان. ولی‌ بیدی نیستیم که از این بادا بلرزیم، الان با کمک یه سری از بچه‌های بلاگ دارم دنباله بهترین راه حل می‌گردم و هر چه زودتر عملیش می‌کنیم که دستمون از دوستامون دور نمونه. ولی‌ احتیاج به کمک شما دارم که هر کاری که کردیم رو حسابی‌ به همه بگین که دوستان با خبر بشن از تغییر. خودم نمیتونم بیام ایران، حالا دیگه جلو ی نوشتام هم میخوان صد بزارن. چه زندگی‌ ساختم برای خودم. بگذریم، فعلا.

  • Facebook
  • Balatarin
  • Twitter
  • MySpace
  • Google Gmail
  • Orkut
  • Yahoo Messenger
  • Share/Bookmark

بلاگ فیلتر شد :(

مرداد ۲۰م, ۱۳۸۹ | By Emmanuel

الان ۲-۳ روز می‌شه که بلاگ رو فیلتر کردن من فکر می‌کردم چون بلاگ بیشتر نوشتنی داره توش زیاد تاثیر نداشته باشه و هنوز بچه‌ها بیان و بخونن اما خوب مثل اینکه اینجوری نیست یا اینجوری نشون نمیده چون بازدید‌ها یه ذره اومده پایین، خواستم ببینم شماها چه پیشنهادی دارید ؟ دمین جدید ؟ فیلتر شکن ؟ یا ….. ؟

در ضمن الان ارزش سابسکرایب کردن دستتون میاد چون حتا اگه بلاگ هم فیلتر باشه اگه اسمتون تو امیل لیست باشه هنوز پست‌های جدید رو تو ایمیل میتونید دریافت کنید ، پس هرچه زود تر این کار رو بکنید و بعدش به confirmation email  جواب بدید و کارهایی‌ که می‌خواد ازتون رو انجام بدید

منتظر اقایدتون هستم

  • Facebook
  • Balatarin
  • Twitter
  • MySpace
  • Google Gmail
  • Orkut
  • Yahoo Messenger
  • Share/Bookmark

خوشم اومد

مرداد ۱۶م, ۱۳۸۹ | By Erfan

نوشته شده توسط عرفان

سلام بچه ها، خوشم اومد، فکر نمیکردم پست قبل انقدر جواب بده و براتون جالب باشه، از اون پستا بود که حس خودم بود و می‌خواستم بزنم. اتفاقاً دیروز یه بار نوشتمش و خیلی‌ خوب شده بود، بعد دستم خورد همش پاک شد. خیلی‌ عصبی شدم و دوباره که می‌خواستم بنویسم چند دفعه بی‌خیال شدم و میخواستم نزنم پست رو. چون حس می‌کردم بار اول خیلی سلیستر بود. چند تا چیز تو نظرات دیدم که می‌خوام کمی‌ روشن کنم. یکی‌ اینکه وقتی‌ میگم تنهایی، منظورم اینه که خودت بخوای تنها باشی‌ و با خودت راحت باشی‌ و وقت بذاری برای رشد شخصیت. نه اینکه تنهایی به اجبار که چه بخوای چه نخوای مجبوری تنها باشی‌ به دلایل مختلف. میدونین چی‌ میگم؟ یکی‌ دو تا از بچه‌ها هم گفته بودین که بعضیا زن و بچه دارن و سرشون شلوغه و فرصتشو ندارن. ۲ تا چیز، اول، برای همینه که میگم هر چه زودتر شروع کنی‌ بهتر که وقتی‌ به اون مرحله میرسه گم نباشی‌، و دوم، به نظرم هر کسی‌ توی روزش نیم ساعت تا یک ساعت رو داره که روی این کار وقت بذاره، نباید روزی ساعت‌ها تنها بشینه. این چیزی نیست که یک شبه انجام بشه، همونطور که گفتم به مرور میبینی‌ که یه چیزای دارن شکل میگیرن توی سرت و باهات میمونن. خیلی‌ بودن که تمام عمرشون رو گذاشتن پای این کار، مثل شعرا و فیلسوفها. ولی‌ همه نباید اون کار رو بکنن، فقط در حد این که هر روز کمی‌ وقت روی این کار بذارین که بعد از یه مدتی‌ عادت میشه براتون. من که خودم شخصاً فکر می‌کنم با اینکه کلی‌ راه اومدم خیلی‌ عقبم، پس دارم از زاویه یه همسفر باهاتون صبحت می‌کنم. دوست دارم اون تصویری که از تنهای دارین رو فراموش کنین، اون تصویری که یکی‌ با کمره خمیده گوشهٔ یه اتاق تاریک با چهرهٔ پریشون و چشم گریون نشسته. هه هه. میتونی‌ تنهایی بری بیرون، بری ورزش، بری طبیعت، بری وسط شهر شلوغ و اتفاقا راه رفتن خیلی‌ مغز آدم رو به کار میندازه، من خیلی‌ از شعرام رو موقع راه رفتن مینویسم، خیلیش رو هنگام رانندگی‌. وقتی‌ حرکت میکنی‌، فکرت هم بهتر کار میکنه. گر چه تعمق هم خیلی‌ خوبه. که یه جای بی‌ صدا بشینی‌، چشماتو ببندی و با تنفس درست و تمرکز فکرت باز کنی‌.  باز وارد چند تا بحث دیگه شدم، برگردیم. ببینین تنهای فکر کردن چه خوبه، الان فقط تو نوشتن این پست به کلی‌ چیز مختلف فکر کردم، مطمئنأ امشب و فردا که شعر مینویسم این بار میگردن توی افکارم. اسم یه کتاب و یه نویسنده رو میذارم، یادتون باشه هیچ کسی‌ بی‌ نقص نیست، و این شامل نویسندها هم میشه. پس وقتی‌ این کتاب، یا هر کتابه دیگی‌ رو میخونین، مفهوم اصلی‌ رو بگیرین و بقیه ش رو خودتون سبک سنگین کنین. اینجور کتابها که راجب طرض فکر و زندگی‌ صحبت می‌کنن رو نه باید مقدس کرد، نه باید زمین زد، باید بخونیم و مفهوم اصلی‌ رو بگیریم و بعد خودمون تجزیه کنیم. به هر حال اسمش رو به انگلیسی‌ مینویسم، فکر کنم به چند تا زبون ترجمه شده باشه. راستش نمیدونم چرا این کتاب رو انتخاب کردم، شاید چون زبونش ساده تر و برای شروع خوبه. میدونم که اکثرا کتاب رو نمیخونین، ولی‌ اگر کسی‌ خوند دوست دارم نظرتون رو بدونم.

Eckhart Tolle – The Power Of Now

  • Facebook
  • Balatarin
  • Twitter
  • MySpace
  • Google Gmail
  • Orkut
  • Yahoo Messenger
  • Share/Bookmark

همه از تنهایی مینالن ولی‌ من با تنهایی انس گرفتم. فقط توی لحظات تنهایی که افکارت هیچ حد و مرزی ندارن و میتونی‌ در حال حاضر سیر کنی‌، نه در گذشته و نه در آینده. بلکه الان

مرداد ۱۵م, ۱۳۸۹ | By Erfan

نوشته شده توسط عرفان


سلام بچه ها، همونطور که تو پست قبل هم گفتم، الان چند ماهه که بیشتر اوقات تنها هستم. گاهی‌ اوقات چند روز می‌گذره و فقط عادل رو میبینم. اون هم چون با هم زندگی‌ می‌کنیم. نه که نخوام کسی‌ رو ببینم، یا اگه کسی‌ تماس بگیره دوری کنم. ولی‌ با تنهایی خودم انس گرفتم و انس گرفتم و ازش خسته نمیشم. گم شدن توی افکار خودمو رو دوست دارم، چون چیزهایی که موقهٔ تنهایی بهش فکر میکنی‌، اکثرا خیلی‌ مهمتر و خالص تر هستن. مثلا ممکنه با یه گفتگوی خوب، یه فیلم خوب و غیره خیلی‌ چیزا یاد بگیری، حتی رشد کنی‌. ولی‌ اون تشکیل و خلقت افکار توی سر خود آدم که به شکل شاخه یی انجام میشه یه چیزه دیگس. بدونه هیچ ترکیب خارجی‌. کلا تجربه ی ما از این دنیا، همیشه “الان” هست، یعنی‌ همیشه فقط این لحظهٔ الان یا حال حاضر رو تجربه می‌کنیم. نه گذشته و نه آینده. بقیه ش همه خطایه مغزمونه که به خاطر خاطرات و چیزای که دیدیم ایجاد میشه. بحثش خیلی‌ گستردس و یه کتاب جأ می‌خواد، واقعا. اگه کسی‌ براش جالب بود بگین که چند تا کتاب خوب معرفی‌ کنم. ولی‌ سؤال اینه که روزی چقدر وقت صرف رشده روحیه خودت میکنی‌؟ به نظر من اکثر آدما یا اصلا وقت نمیزارن، یا خیلی‌ کم. چون زندگی‌ میاد و هر کی‌ میفته تو یه خطّی و گاهی هم خطه پیچ میخوره، و آخرش همه عمره تلف می‌شه و میبینی‌ همش فقط دنباله یه راهی‌ بودی که از گذشته فرار کنی‌ و به آینده بری و الان رو فراموش کنی‌. برای همینه که اکثر آدما تازه سره پیری با خودشون آشنا میشن و خیلی‌ عوض میشن. ولی‌ حیف نیست؟ الان هر تصمیمی که میگیری رو حساب این هست که آدما باید چجوری باشن و رفتار کنن.  این تصویره یه آدم موفق رو کی‌ کشیده تو فکر شما؟ پدر و مادر، معلمها، رسانه ها، محیط اطراف. ولی‌ آیا همه ی آدما یکسانن و تو ی همون چیزا موفقیت پیدا می‌کنن؟ آیا منطقیه که همه ی تصمیمات را روی حساب تجربه و نصیحت‌های کسانی‌ بذاری که ممکن از نظر روحی‌ و فکری هیچ شباهتی به شما نداشته باشن. ربط این قضیه به تنهایی اینه که وقتی‌ که توی تنهایی فکر میکنی‌ و وقت میگذرونی، به مرور هم با خودت کاملا آشنا میشی‌ و هم با دنیایی که توش زندگی‌ میکنی‌. با کاملتر شدن خودت، هم خودت با آرامش بیشتر زندگی‌ میکنی‌ و هم رو ی زندگیه دور و بریات اثر مثبت میذاری. میبخشید اگه حوصلتون رو سر بردم. :)

  • Facebook
  • Balatarin
  • Twitter
  • MySpace
  • Google Gmail
  • Orkut
  • Yahoo Messenger
  • Share/Bookmark

یه سال دیگه هم گذشت

مرداد ۱۳م, ۱۳۸۹ | By Erfan

نوشته شده توسط عرفان

سلام بچه ها،  یه سال دیگه هم گذشت و تو یه چشم به هم زدن باز ۱۲ مرداد رسید. جای همه خالی‌، امسال هم تولد با همه دوستان دور هم بودیم و خیلی‌ خوش گذشت،  هم به من و هم به همه ی بچه ها. مخصوصاً که الان حدود ۶ ماه که تقریبا همیشه تنهام و خیلی‌ کم دوستام رو میبینم. حتی خیلی‌ وقتا چند روز می‌گذره و تلفنی هم با کسی‌ تماس ندارم. میدونم همه دوست دارن که از این جور برنامها عکس بذارم، یه عکس که امانوئل گرفته رو دارم، میذارم تا باز هم عکس به دستم برسه. یکم مشغوله کارهای بچه‌ها هم بودم، چون الان سرکش، سوگند و بهزاد آهنگ آماده کردن که پخش کنیم. هنوز برای هر کدوم منتظر یه چیزای هستم، برای همین تاریخ بهتون نمیگم. آلبوم هم به دستم رسید و مشغول کارهای اینترنتیش هستم که بتونیم تاریخ اومدن رو انتخاب کنیم. منتظرم که یکی‌ از بچه‌های آونگ از سفر برگرده. صحبت از سفر شد، بگم که خشایار هم برای ۲۰ روز راهی‌ سفر شده و من دست تنها شدم. خیلی‌ خوشحالم، احتیاج به یه سفر خوب داشت بعد از فارغ التحصیل و کارایی‌ که این  چند وقته کرده که شما خبر ندارین. آهنگ بعدی از خشی رو شخصاً خیلی‌ باهاش حال می‌کنم. خیلی‌ چیزا که این چند ساله جمع شده رو تو آهنگ میگه از حرفه دل ما هم هست. خلاصه، تا بیاد. باید این هفته وقت بگیرم برم استودیو که آهنگ بهزاد رو میکس کنیم اینجا، و آهنگ سوگند رو هم مستر کنیم، و آهنگ جدید من و سوگند رو هم اگر تا  اون موقع اهنگسازش از ایران برگرده، میکس کنیم. خیلی‌ دوست دارم که یه پست راجب یکی‌ از اون سوالا که پرسیده بودین بزنم، ولی‌ واجب بود این پست رو بزنم اول که یکم از همه چی‌ با خبر بشین. فردا به اون پست میرسم، چون خیلی‌ برام مهم اون سوژه. راستی‌ کلی‌ از نظرات هنوز تصویب نشدن چون نبودم، الان بهشون میرسم. فعلا


  • Facebook
  • Balatarin
  • Twitter
  • MySpace
  • Google Gmail
  • Orkut
  • Yahoo Messenger
  • Share/Bookmark

اومدم یه پسته طولانی‌ بزنم، دیدم پست رسیده، همه چیز یادم رفت، شاید تا فردا. :). طبق معمول شما اول دیدین

مرداد ۸م, ۱۳۸۹ | By Erfan

  • Facebook
  • Balatarin
  • Twitter
  • MySpace
  • Google Gmail
  • Orkut
  • Yahoo Messenger
  • Share/Bookmark
Page 3 of 4812345102030...Last »